چگونه يك شبه كارگردان مي‌شوند؟...  \  نقدتئاتر  \  فرهنگ و هنر  \  صفحه اصلی

چگونه يك شبه كارگردان مي‌شوند؟ [ 10 / 11 / 1387 ]

گفتگو و تنظيم: حميد حسين‌زاده

«خداي كشتار» عنوان نمايشي است كه توسط عليرضا كوشك جلالي در بيست و هفتمين جشنواره تئاتر فجر حضور دارد. او اين اثر را براساس نمايشنامه‌اي از «ياسمينا رضا» به صحنه برده است. كاظم هژبر آزاد، الهام پاونژاد، بهاره رهنما و بهنام تشكر بازيگران اين نمايش هستند. «خدا كشتار» داستان دو خانواده به ظاهر روشنفكر است كه قصد دارند به نزاع فرزندانشان رسيدگي كنند، اما در اين ماجرا ذات اصلي اين افراد مشخص مي‌شود. به بهانه حضور اين نمايش در جشنواره تئاتر فجر با كوشك جلالي به گفت و گو نشستيم.


 

 

n به عنوان سئوال نخست و با توجه به اشراف شما به تئاتر ايران و اروپا از نظر بودجه و امكانات، مي‌توان مقايسه‌اي ميان تئاتر ايران و اروپا داشت؟

من تنها مثالي از شهر كلن كه در آن زندگي مي‌كنم، مي‌آورم. در اين شهر مجله‌اي منتشر مي‌شود كه اسم تمامي تئاترهايي كه در يك شب اجرا مي‌شود را مي‌آورد. اگر در  ايران تنها ما مجموعه تئاتر شهر داريم در شهر كلن حدود 70 تا 100 تئاتر در حال اجراست. كلن يك ميليون و صد هزار نفر جمعيت دارد در حالي كه تهران داراي  12 ميليون جمعيت است. تعداد علاقه‌مندان و پرسنل شاغل، ميزان امكانات آموزشي، وجود مجموعه‌هاي تئاتري متعدد و سابقه بيشتر (سه الي چهار قرن) امكان رشد بيشتري را براي هنرمندان اروپايي فراهم آورده است.


n در آلمان تمام هزينه‌هاي تئاتر را دولت پرداخت مي‌كند؟

در آلمان رئيس تئاتر توسط دولت انتخاب مي‌شود و دولت تمام هزينه‌هاي تئاتر را بر عهده مي‌گيرد.


n امكانات تئاتري در كل آلمان پراكنده است يا تنها در برخي شهرهاي آن متمركز شده است؟

امكانات در كل شهرهاي آلمان تقريبا به صورت يكسان وجود دارد، هر چند شهرهايي مثل برلين به خطار وجود تئاترها و سالن‌هاي مختلف اشباع شده‌اند چون قبلا برلين شرقي و غربي از يكديگر جدا بودند و به خاطر قابلت هايي كه ميان آلمان شرقي و غربي سابق بود هر دو كشور شروع به گسترش امكانات و توليد تئاتر كردند بنابر اين امروز كه دو كشور متحد شده‌اند امكانات بسيار زيادي درباره تئاتر و اپرا در شهر برلين وجود دارد و با وجود تعداد زياد سالن‌ها همواره همه سالن‌هاي تئاتر مملو از تماشاگر است.

n مضامن و نحوه انتخاب تئاترها براي اجرا چگونه تعيين مي‌شود؟

نحوه انتخاب تئاتر براي اجرا براساس سيستم سرمايه‌داري است و سيستم سرمايه‌داري بر اساس عرضه و تقاضاست يعني كارگردان‌ها هر موضوعي كه دوست داشته باشند، مي‌توانند انتخاب كنند و هيچگونه محدوديت و مانعي از لحاظ اخلاقي، اجتماعي و .... وجود ندارد. با توجه به سليقه و استقبالي كه تماشاگر از كار انجام مي‌دهد و در قالب نقد آن را منتشر مي‌كند، متوليان تئاتر تصميم مي‌گيرند تا يك تئاتر به اجراهاي خود ادامه دهد يا از اجراي آن جلوگيري كنند مثلا نمايش «با كاروان سوخته» بنده هشت سال است كه در شهرهاي مختلف آلمان اجرا مي‌شود يا نمايش «موسيو ابراهيم و گل‌هاي قر آن» كار ديگر من از سال 2003 تا الان در حال اجراست براي اينكه تقاضا و علاقه‌مند براي ديدن نمايش‌هاي ياد شده وجود داشته باشد، اين نمايش‌ها به اجرا خود ادامه خواهند داد يا نمايشنامه‌یاي به نام «كنتراباس» حدود 20 سال است كه به اجرا خود ادامه مي‌دهد اما زماني هم برخي نمايش‌ها آنچنان با عدم استقبال تماشاگر  روبه‌رو مي‌شوند و زبان به بار مي‌آورند كه بعد از چهار سال الي پنج اجرا از صحنه كنار مي‌روند و كار ديگري جايگزين آن مي‌شود. بنابراين سليقه مخاطب و مردم، مسائل اجتماعي و نقطه نظر كارگردان درباره يك مساله و موضوع مهم از عوامل تداوم اجراي يك تئاتر است. به عنوان نمونه نمايشنامه «خداي كشتار» كه الان من آن را آماده اجرا دارم 55 تا 60 گروه تئاتر در شهرهاي مختلف آلمان در حال تمرين واجراي اين نمياشنامه هستند براي اينكه نمايشنامه‌اي است كه از نظر مسائل اجتماعي، فرم و طنز به مذاق تماشاگر خوش آمده است.

n پس با اين تفاسير بايد وضعيت معيشتي هنرمندان تئاتر در آلمان و اروپا خوب باشد؟

هنرمند در تمام دنيا مظلوم است، تنها هنرمندان معدودي جزو ستاره‌هاي تئاتر و در تئاترهايي استخدام هستند كه حقوق بسيار خوب مي‌گيرند. اين دسته هنرمندان بيش از پنج تا 10 درصد نيستند ولي توده عظيمي از هنرمندان، با سابقه زيادي كه دارند شايد از يك نجار درآمد كمتري داشته باشند اما در قياس با بازيگران و هنرمندان تئاتر ايران، هنرمندان اروپايي و آلماني از سطح رفاه‌بهتري برخوردار هستند.

n تئاتر آلمان در سطح اروپا داراي چه جايگاهي است؟

تئاتر آلمان بسيار قدرتمند و جريان ساز است و كارگردان‌هاي آلماني حرف‌هاي بسيار زيادي براي گفتن دارند، به طور كلي تئاتر آلمان در كنار فرانسه و انگلستان جزو وزنه‌هاي تئاتر اروپا هستند.

n چند تن از كارگردان‌هاي بزرگ تئاتر آلمان را نام ببريد.

لاندر هوسمن، كريستوفر مار كالا كه اهل سوييس است، يورگن گوش و كارگردان‌هاي صاحب سبكي كه آلماني زبان و در سطح جهان مشغول كار هستند.

n تا چه مقطعي در آلمان تحصيل كرديد؟

من ليسانس بازيگري را گرفتم و سپس شروع به بازيگري در تئاترهاي آلمان كردم.

اما با وجود تلاش زياد به دليل حساسيت زياد آلماني‌ها به بيان و وجود لهجه‌اي كه در اداي كلمات داشتم مجبور به ايفاي نقش‌هاي خاص شدم. بعد از مدتي دوره كارگرداني را گذراندم و مدت‌ها به عنوان دستيار مشغول كار شدم تا اينكه نمايشنامه «با كاروان سوخته» را نوشته و جايزه تئاتر مردمي را گرفتم. پس از اين موفقيت كارم در تئاتر آلمان راحت‌تر شد و توانستم به عنوان نويسنده و كارگردان كارم را پي‌بگيرم و خوشبختانه سالي دو تا سه كار انجام مي‌دهم.

n آخرين كار كارگرداني شما چه بود؟

«پايلونرودا» كه قرار بود در جشنواره تئاتر فجر شركت كند و از آنجا كه من تنها در يك بخش مي‌توانستم شركت كنم، ترجيح دادم با نمايش «خداي كشتار» در جشنواره بيست و هفتم فجر شركت كنم. نمايش پابلو نرودا كانديداي بهترين اجرا در شهر كلن شد و وقتي تئاتري كانديدا مي‌شود تئاترها زياد از آن كارگردان براي كارگداني كارهاي مد نظرشان دعوت مي‌كنند، بنابراين تصور مي‌كنم سال 2009 سال پر كاري بر ايم باشد.

n براي كارگردان شدن در تئاتر آلمان لزوما فرد بايد سيستم دستياري را طي كند و راه ديگري وجود ندارد.

بله، من در كشورمان تعجب مي‌كنم كه برخي افراد يكباره و بدون پشتوانه كارگردان مي‌شوند. در آلمان فرد براي كارگدان شدن بايد خون دل بخورد. من بعد از آنكه دوره كارگداني را گذراندم با فشار زياد انستيتو گوته و نامه‌نگاري اجازه يافتم تا در يك تئاتر پادويي كنم و يك سال به عنوان پادو اجازه داشتم تنها نظاره‌گر كارهاي كارگدان باشم و ببينم كه او چگونه كار مي‌كند. به عنوان اولين نفر وارد سالن شده و كارهاي نظافت آنجا را انجام مي‌دادم تا گروه وارد شوند.

جالب است بدانيد كه كارگردان حتي از صحبت كردن با من امتناع مي‌كرد و وقتي دست راست خود را بالا مي‌برد يعني اينكه بايد به او قهوه مي‌دادم و وقتي دست چپش را بالا مي‌بر د، مي‌فهميدم كه بايد به او چاي بدهم. بعد از يك سال تبديل به دستيار چهار تئاتر شدم، بعد از سه الي چهارم ماه دستيار سوم و همينطور دوم و بعد از يكي، دو سال تبديل به دستيار يك شدم. شش ماه هم دستيار يك بودم و بعد اجازه پيدا كردم تا اولين كارم را كارگرداني كنم.

n غير از شما هنرمند شناخته شده ديگري هم در تئاتر آلمان حضور دارد؟

يك بازيگر بسيار خوب به نام محمدعلي بهبودي داريم كه بازيگر بسيار شناخته شده ‌اي در تئاتر آلمان است.

n تفاوت سر فصل‌هاي آموزشي تئاتر ايران با اروپا را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

در اروپا كساني كه كارگرداني را تدريس مي‌كنند افرادي هستند كه سال‌ها كارگرداني تئاتر را تجربه كرده و شناخته شده‌اند و تجربه عملي كارگداني را به شاگردان آموزش مي‌دهند. من احساس مي‌كنم دانشجويان ايراني در دانشگاه بيشتر تئوري را مي‌آموزند و ساعت‌ها مي‌توانند با شما درباره سبك‌هاي مختلف تئاتر صحبت كنند اما بر اي پنج دقيقه كارگداني به صورت عملي دچار مشكل مي‌شوند. همانطور كه فوتبال را نمي‌توان تنها به واسطه تئوري به بازيكنان آموزش داد در تئاتر هم صرف تئوري راهگشا نخواهد بود.

n توانايي‌هاي بازيگران تئاتر ايران در قياس با همتايان آلماني آنان را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

وقتي با يك بازيگر آلماني مواجه شويد، مي‌بينيد توانايي بدني، بياني، حركتي و رسيدن به نقش بسيار خوبي دارند اما وقتي از او درباره برشت سؤال مي‌كنيد، مي‌گويد چيزي زيادي نمي‌دانم يعني تئوري را تا جايي كه در يك نمايشنامه لازم باشد ياد مي‌گيرد اما در عمل او تمام سبك فاصله‌گذاري را بر اثر مداومت و تكرار براي شما اجرا مي‌كند.

n در تئاتر از چه كساني تاثير مي‌گيريد؟

از چند نفر بسيار تاثير مي‌گيرم از جمله پيتر بروك كه به فضاي خالي صحنه خيلي اهميت مي‌داد. همچنين گرتوفسكي و بالاتر از همه چارلي چاپلين؛ كسي كه درد را با زبان طنز بيان مي‌كرد. وقتي به كارهاي چاپلين نگاه مي‌كنيم با يك چشم مي‌خنديم و با چشم‌ديگر مي‌گرييم. من اين تضاد را بسيار دوست دارم. براي همين در كارهايم اغلب صحنه‌ها خالي هستند و سعي مي‌كنم كمتر از عناصر زائد استفاده كنم و همه چيز را در خدمت بازيگر قرار مي‌دهم.

n به نظر شما وظيفه و هدف تئاتر چيست؟

تماشاگر به تئاتر مي‌رود تا از ديدن آن لذت ببرد، من به اين گفته بسيار معتقدم. هر چند در كنار تفريح اگر تماشاگر چيزي هم يادبگيرد كه آن تئاتر بسيار موفق است. من از تئاترهايي كه با موسيقي‌هاي عجيب و نورهاي آنچناني باعث مي‌شود تا تماشاگر نتواند قصه را درك كند و سعي دارد به زور انديشه‌اي را به مغز مخاطب فرو كند و از ارائه هر حسي عاجز هستند، بيزارم.

n خانم ياسمينارضا، نويسنده نمايشنامه «خداي كشتار» داراي چه جايگاهي در تئاتر اروپا هستند؟

 ايشان جزو يكي از مطرح‌ترين نمايشنامه‌نويسان جهان هستند نمايشنامه «خداي كشتار» بيشترين اجراها را در جهان دارد و از سبك نوشتاري ايشان در آلمان و اروپا به عنوان تئاتر مردمي سطح بالا نام مي‌برند يعني تئاتري كه همواره با انبوه مخاطب مواجه است. از جمله ويژگي نمايشنامه‌هاي ياسمينارضا فرو رفتن به عمق با يك داستان كوچك است كه براي همه آحاد جامعه قابل فهم است.

n سطح كار گروه‌هاي خارجي‌اي كه در بخش بين‌الملل تئاتر فجر شركت مي‌كنند را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

بعضي از كارها در سال‌هاي گذشته خيلي قوي بودند و «ريچارد دوم» از آلمان، كاري از لهستان و نمايشي از صربستان جزو كارهاي خوب جشنواره فجر بودند.

اما جايگاه كارگردان‌هاي بسيار بزرگي كه من آنها را مي‌شناسم در جشنواره تئاتر فجر خالي است كه البته اين به بودجه جشنواره رقم‌هاي بالايي كه گروه‌هاي شناخته شده دريافت مي‌كنند بستگي دارد.

n در ايران ما با انواع جشنواره‌هاي تئاتر روبه‌رو هستيم، آيا در آلمان هم تعداد جشنواره وجود دارد؟

نه، تنها چند جشنواره وجد دارد به عنوان مثال در جشنواره تئاتر برلن هياتي موظف مي‌شود 300 تا 400 اجرا را ببيند و از ميان آن 10 تئاتر را براي جشنواره انتخاب مي‌كنند و وقتي كسي تئاترهاي جشنواره برلن را ديد تقريبا بهترين تئاترهاي سال گذشته را ديده است.

شناسه:
کلمه عبور:
ثبت نام کنید.
کلمه عبور خود را فراموش کرده ام.
فرهنگ و هنر کتابخانه دیدار ماه گالری عکس سایتهای سودمند مسابقه تالارهای گفتگو برنامه ماهانه رویدادها و تازه ها توليدات و فعاليت ها معرفی واحدها
© 2005-2006 ArTehran, Inc. Powered by Exirsoft